درمانی پزشکی برای خارجکردن مواد زائد و مایعات اضافی از خون، وقتی کلیهها نمیتوانند این کار را بهقدر کافی انجام دهند.
مثالهای طبیعی
After kidney failure, he began dialysis three times weekly.
پس از نارسایی کلیه، او دیالیز را سه بار در هفته آغاز کرد.
She has been on dialysis for several months.
او چند ماه است که تحت دیالیز قرار دارد.
Some patients receive dialysis while awaiting a kidney transplant.
برخی بیماران در دورهٔ انتظار برای پیوند کلیه، دیالیز میشوند.
نکتهٔ کاربردی
دیالیز میتواند با دستگاه یا با استفاده از پردهٔ صفاق انجام شود؛ این روش با پیوند کلیه یکسان نیست.
