حالتی که در آن فرد بیش از حد معمول و بهدفعات، مدفوع آبکی دفع میکند.
مثالهای طبیعی
The child developed diarrhea during the trip.
کودک در طول سفر دچار اسهال شد.
Persistent diarrhea can lead to dehydration.
اسهال مداوم میتواند به کمآبی بدن منجر شود.
She called the clinic because her diarrhea continued.
او چون اسهالش ادامه داشت با درمانگاه تماس گرفت.
نکتهٔ کاربردی
املای معمول بریتانیایی diarrhoea است. خودِ اسم غیرقابلشمارش است، اما an attack of diarrhea یک دورهٔ قابلشمارش از آن را بیان میکند.
