معنی ۱neutral · 95%
دفتر یا نوشتهٔ دیجیتالی که فرد در آن دربارهٔ تجربههای روزانهاش مینویسد
مثالهای طبیعی
She writes in her diary every evening.
او هر شب در دفتر خاطراتش مینویسد.
I kept a diary during my trip.
در طول سفرم دفتر خاطرات مینوشتم.
His old diaries describe life during the war.
دفترهای خاطرات قدیمی او زندگی در دوران جنگ را توصیف میکنند.
نکتهٔ کاربردی
keep a diary یعنی بهطور منظم دربارهٔ تجربهها یا فعالیتهای خود نوشتن.
ترکیبهای رایج
— بهطور منظم تجربهها را در دفتر خاطرات ثبت کردن

