تقسیمکنندهٔ امور به دو دسته یا گزینهٔ متمایز و متقابل
مثالهای طبیعی
The questionnaire used dichotomous yes-or-no answers.
پرسشنامه از پاسخهای دوگزینهایِ بله یا خیر استفاده میکرد.
Her dichotomous view ignored the many intermediate positions.
نگاه دوقطبی او به موضوع، مواضع میانی فراوانی را نادیده میگرفت.
Each response was coded as a dichotomous variable.
هر پاسخ بهصورت یک متغیر دوحالتی کدگذاری شد.
نکتهٔ کاربردی
این واژه اغلب برای تقسیمِ مصنوعیِ «یا این یا آن» به کار میرود؛ لازم نیست دو گزینه احتمال یا ارزش برابری داشته باشند.
