دستهبندی یا جدایی میان دو گروه، اندیشه یا امکان که ظاهراً در برابر یکدیگر قرار دارند.
مثالهای طبیعی
The proposal creates a dichotomy between affordability and academic quality.
این پیشنهاد، میان مقرونبهصرفهبودن و کیفیت آموزشی دوگانگی ایجاد میکند.
That dichotomy ignores people who belong to both communities.
چنین دوگانگیای افرادی را نادیده میگیرد که عضو هر دو جامعهاند.
She rejected the false dichotomy of ambition versus family life.
او دوگانهسازیِ کاذبِ «جاهطلبی در برابر زندگی خانوادگی» را رد کرد.
نکتهٔ کاربردی
dichotomy ممکن است واقعی یا ساختگی باشد. false dichotomy نشان میدهد که گزینههای دیگری هم وجود دارند.
