معنی ۱neutral · 88%
قطعهای جداگانه از لباس که زیر پوشش دیگر، ظاهر یقه یا جلوی پیراهن را ایجاد میکند
مثالهای طبیعی
She wore a wool dickey under her coat.
او زیر پالتویش یقهٔ اسکیِ پشمیِ جداگانه پوشیده بود.
Does this jacket come with a removable dickey?
آیا این کت یقهٔ جداشدنی هم دارد؟
Several dickeys offer the look of collars without full shirts.
چند یقهٔ جداگانه میتوانند بدون پوشیدن پیراهن کامل، ظاهر یقهدار ایجاد کنند.
نکتهٔ کاربردی
در پوشاک، dickey وسیلهای جانبی است و لزوماً پیراهن کامل نیست؛ شکل dicky هم نوشته میشود.
