dictate
A1اسم/US /dɪktˈeɪt/ dĭkt-ĀT; UK /dɪktˈeɪt/ dĭkt-ĀT/
تلقین کردن، دیکته کردن، تلقین کردن دیکته کردن
JadoLearn Dictionary
معنی dictate به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تلقین کردن، دیکته کردن، تلقین کردن دیکته کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تجویز کردن، نسخه نوشتن، نسخه دادن
فرمودن، تحکم، امر
ابرام کردن
محرک آنی
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.