معنی ۱neutral · 85%
مجموعهای کوتاه یا خلاصهای از اطلاعات که از مطالب طولانیتر گردآوری شده است.
مثالهای طبیعی
The editor sends a weekly digest of scientific news.
ویراستار هر هفته خلاصهای از خبرهای علمی میفرستد.
Read the digest before tomorrow’s meeting.
پیش از جلسهٔ فردا این خلاصه را بخوانید.
Several digests summarize recent legal decisions.
چندین مجموعهٔ خلاصه، احکام حقوقیِ اخیر را مرور میکنند.
نکتهٔ کاربردی
digest مطالب را گزینش یا خلاصه میکند و همهٔ جزئیات را در بر نمیگیرد.
