معنی ۱neutral · 85%
میزان آسانیِ تجزیه و جذب غذا در بدن.
مثالهای طبیعی
Cooking can improve the digestibility of certain grains.
پختن میتواند هضمپذیری بعضی غلات را افزایش دهد.
The label makes claims about protein digestibility.
روی برچسب محصول ادعاهایی دربارهٔ هضمپذیری پروتئین نوشته شده است.
Soaking beans may increase their digestibility for some people.
خیساندن لوبیا ممکن است هضم آن را برای بعضی افراد آسانتر کند.
نکتهٔ کاربردی
digestibility به پردازش غذا در دستگاه گوارش مربوط است، نه اینکه فرد مزهٔ آن را دوست داشته باشد.
