معنی ۱neutral · 95%
استفادهکننده از فناوری الکترونیکی برای ذخیره، پردازش یا نمایش اطلاعات
مثالهای طبیعی
She bought a digital camera for her holiday.
او برای تعطیلاتش یک دوربین دیجیتال خرید.
Our booking system is now digital.
سیستم رزرو ما حالا دیجیتال است.
Students use digital tools in the classroom.
دانشآموزان در کلاس از ابزارهای دیجیتال استفاده میکنند.
نکتهٔ کاربردی
از digital برای دستگاهها، سیستمها و فناوریهایی استفاده کن که با اطلاعات الکترونیکی کار میکنند.

