به شخص، رفتار یا مکانی شأن و احترام بیشتری بخشیدن
مثالهای طبیعی
Her measured words dignified the ceremony.
سخنان سنجیدهٔ او به مراسم وقار بخشید.
Listening carefully can dignify a difficult conversation.
گوش دادنِ دقیق میتواند به گفتوگویی دشوار شأن و احترام ببخشد.
Simple lettering dignified the entrance to the library.
حروفنگاری ساده به ورودی کتابخانه جلوهای باوقار بخشیده بود.
نکتهٔ کاربردی
این کاربرد معمولاً مثبت است؛ اما در ساخت منفی میتواند به معنای جدی گرفتنِ بیش از حدِ موضوعی بیارزش باشد.
