معنی ۱neutral · 90%
سبزی معطر با برگهای ظریف که برای طعم دادن به غذا به کار میرود
مثالهای طبیعی
Sprinkle fresh dill over the salmon.
روی ماهی سالمون کمی شوید تازه بپاشید.
Do you have any dill today?
امروز شوید دارید؟
Dill grows well in sunny garden beds.
شوید در باغچههای آفتابگیر خوب رشد میکند.
نکتهٔ کاربردی
dill در معنای سبزی آشپزی معمولاً غیرقابلشمارش است: some dill، fresh dill و a bunch of dill. در a dill plant اسم قابلشمارش، plant است.
ترکیبهای رایج
— برگهای تازهچیدهشدهٔ شوید
