کم شدن مقدار، اندازه، ارزش یا اهمیت چیزی
مثالهای طبیعی
The retailer reported a diminution in annual profits.
شرکت خردهفروشی از کاهش سود سالانه خبر داد.
Researchers documented the gradual diminution of wetland areas.
پژوهشگران کوچکتر شدن تدریجیِ پهنههای تالابی را ثبت کردند.
Any diminution of judicial independence would concern observers.
هرگونه کاهش استقلال قوهٔ قضائیه موجب نگرانی ناظران خواهد شد.
نکتهٔ کاربردی
این اسم هم با a و هم بدون آن میآید؛ in بیشتر با کمیت اندازهگیریشده میآید و of چیزی را معرفی میکند که کاهش یافته است.
