معنی ۱neutral · 85%
قایقی کوچک، اغلب بادی، که برای مسیرهای کوتاه یا قایقرانی استفاده میشود.
مثالهای طبیعی
We reached the yacht in a small dinghy.
با یک قایق کوچک به قایق تفریحی بزرگ رسیدیم.
Several dinghies sailed across the sheltered bay.
چند قایق کوچکِ بادبانی از خلیج آرام گذشتند.
Their inflatable dinghy was tied securely to the dock.
قایق بادیِ کوچک آنها محکم به اسکله بسته شده بود.
نکتهٔ کاربردی
dinghy بسیار کوچکتر از کشتی است و ممکن است با پارو، بادبان یا موتور کوچکی حرکت کند.
