فرد ارشدی که در مدیریت یک سازمان، شرکت یا بخش نقش دارد
مثالهای طبیعی
She is a director of a small company.
او مدیر یک شرکت کوچک است.
The director approved the new plan yesterday.
مدیر دیروز برنامهٔ جدید را تأیید کرد.
The directors meet every Monday morning.
مدیران هر دوشنبه صبح جلسه دارند.
نکتهٔ کاربردی
در کسبوکار، director معمولاً مدیری ارشد با مسئولیتهای مهم است.

