معنی ۱neutral · 85%
سمت یا جایگاه یک مدیر در شرکت یا سازمان.
مثالهای طبیعی
She accepted a directorship at the new technology firm.
او سمتی بهعنوان مدیر در شرکت فناوریِ تازهتأسیس پذیرفت.
He resigned from two directorships after the investigation.
پس از تحقیقات، از دو سمت مدیریتی خود استعفا داد.
Her first directorship came after fifteen years in management.
او پس از پانزده سال کار در مدیریت، نخستین سمتش بهعنوان مدیر را به دست آورد.
نکتهٔ کاربردی
directorship نام یک منصبِ فردی است، درحالیکه directorate معمولاً به گروه مدیران یا واحد اداری اشاره دارد.
