معنی ۱neutral · 89%
گِل، گردوغبار یا مواد ناخواستهٔ دیگر روی یک سطح
مثالهای طبیعی
There was dirt all over the floor.
تمام کف پر از کثیفی بود.
His shoes were covered in dirt.
کفشهای او پوشیده از کثیفی بودند.
This brush removes dirt easily.
این برس کثیفی را بهآسانی پاک میکند.
نکتهٔ کاربردی
`Dirt` معمولاً غیرقابلشمارش است.
ترکیبهای رایج
— پوشیده از مقدار زیادی کثیفی روی سطح

