پوشیده از کثیفی یا تمیز نبودن.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
کثیف
Deutsch
schmutzig
Հայերեն
կեղտոտ
keghtot
مثالهای طبیعی
He wears dirty shoes outside.
او بیرون کفشهای کثیف میپوشد.
The floor is dirty.
کف زمین کثیف است.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /ˈdɜː.ti/آمریکایی: /ˈdɝː.t̬i/
تأکید روی بخش اول واژه است.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
کثیف
Deutsch
schmutzig
Հայերեն
կեղտոտ
keghtot
He wears dirty shoes outside.
او بیرون کفشهای کثیف میپوشد.
The floor is dirty.
کف زمین کثیف است.
These socks are dirtier than those.
این جورابها از آن جورابها کثیفترند.
Dirty چیزها، مکانها یا لباسهایی را توصیف میکند که خاک یا کثیفی دارند یا نیاز به تمیز شدن دارند. همچنین میتواند برای چیزی استفاده شود که با گذشت زمان کمتر تمیز شده است.
My hands are dirt.
My hands are dirty.
Dirty صفتی است که برای توصیف یک وضعیت استفاده میشود.
از dirty برای توصیف چیزی استفاده کنید که خاک یا کثیفی دارد یا تمیز نیست. برای مقایسهٔ میزان کثیفی از dirtier و dirtiest استفاده کنید.
در جملهٔ 'The floor is dirty'، dirty چه معنایی دارد؟