وضعیت جسمی، حسی، ذهنی یا روانیای که میتواند انجام برخی فعالیتها یا مشارکت را دشوارتر کند
مثالهای طبیعی
The company improved access for employees with disabilities.
شرکت دسترسی را برای کارکنان دارای معلولیت بهتر کرد.
A student with a disability may request reasonable adjustments.
دانشجویی که معلولیت دارد ممکن است درخواست تسهیلات معقول کند.
The service supports passengers with different disabilities.
این سرویس از مسافرانی با معلولیتهای مختلف پشتیبانی میکند.
نکتهٔ کاربردی
زبان person-first مانند `people with disabilities` رایج است، هرچند بعضی افراد زبان identity-first مانند `disabled person` را ترجیح میدهند.

