غیرفعال کردن قابلیتی تا زمانی که دوباره فعال شود
مثالهای طبیعی
Disable location sharing before lending out your phone.
پیش از قرض دادن تلفن همراه، اشتراکگذاری موقعیت مکانی را خاموش کنید.
The administrator disabled comments on the article.
مدیر امکان ثبت نظر زیر مقاله را غیرفعال کرد.
Disabling notifications helps her concentrate.
خاموش کردن اعلانها به تمرکز او کمک میکند.
نکتهٔ کاربردی
در تنظیمات، disable قابلیتی را خاموش و enable آن را روشن میکند. ساختار معمول disable + feature است؛ حرف اضافهٔ اضافی نیاورید.
