ناتوانی در کارکردن یا انجام فعالیتهای معمول بهدلیل بیماری یا آسیبدیدگی.
مثالهای طبیعی
The policy covers disablement following an accident at work.
این بیمهنامه ناتوانی ناشی از حادثهٔ محل کار را پوشش میدهد.
A period of disablement prevented her from returning to work.
یک دوره ناتوانی مانع بازگشت او به کار شد.
The report assessed his degree of disablement after surgery.
این گزارش میزان ناتوانی او را پس از عمل جراحی ارزیابی کرد.
نکتهٔ کاربردی
disablement رسمیتر از disability است و بهویژه دربارهٔ ناتوانیای به کار میرود که در پروندههای بیمه یا مزایای حمایتی ارزیابی میشود.
