معنی ۱neutral · 95%
رویدادی ناگهانی و بسیار بد که خسارت، رنج یا زیان زیادی ایجاد میکند
مثالهای طبیعی
The earthquake was a terrible disaster.
زلزله فاجعهای وحشتناک بود.
Many countries sent help after the disaster.
کشورهای زیادی پس از فاجعه کمک فرستادند.
Floods and earthquakes can become major disasters.
سیلها و زلزلهها میتوانند به فاجعههای بزرگی تبدیل شوند.
نکتهٔ کاربردی
disaster معمولاً رویدادی بسیار جدی را توصیف میکند، نه یک مشکل کوچک روزمره.

