معنی ۱neutral · 90%
چیزی را چون دیگر مفید، خواستنی، معتبر یا مناسب نیست کنار گذاشتن یا دور انداختن
مثالهای طبیعی
Researchers discarded incomplete responses before the analysis.
پژوهشگران پاسخهای ناقص را پیش از تحلیل کنار گذاشتند.
The team discarded the original concept after testing.
تیم پس از آزمایش، طرح اولیه را کنار گذاشت.
Damaged components are discarded as unsafe.
قطعات آسیبدیده بهعنوان ناایمن دور انداخته میشوند.
نکتهٔ کاربردی
`discard` از `throw away` عمدیتر و رسمیتر است و میتواند برای اشیای فیزیکی، دادهها، ایدهها و گزینهها به کار رود.
