معنی ۱neutral · 80%
ورقی که بازیکن تصمیم میگیرد از دست خود کنار بگذارد
مثالهای طبیعی
He added his discard to the pile.
او کارتی را که کنار گذاشته بود به دستهٔ کارتهای دورریختنی اضافه کرد.
Each player placed a discard face down.
هر بازیکن یک کارت را پشتورو روی میز گذاشت.
She examined the discards before choosing a card.
او پیش از انتخاب کارت، کارتهای کنارگذاشتهشده را بررسی کرد.
نکتهٔ کاربردی
در بازی ورق، a discard کارتی است که کنار گذاشته میشود؛ فعل discard یعنی دور انداختن چیزی.
