اجازهٔ رسمی برای خروج بیمار از بیمارستان پس از درمان.
مثالهای طبیعی
Her discharge is scheduled for Friday.
قرار است او روز جمعه از بیمارستان ترخیص شود.
The nurse discussed discharge with the family.
پرستار دربارهٔ ترخیص با خانواده صحبت کرد.
Early discharges require careful follow-up arrangements.
ترخیصهای زودهنگام به برنامهریزی دقیق برای پیگیری درمان نیاز دارند.
نکتهٔ کاربردی
ترخیص از بیمارستان معمولاً یک فرایند رسمی است و الزاماً به معنای بهبودی کامل نیست.
