معنی ۱formal · 90%
اطلاعات خصوصی، پنهان یا پیشتر ناشناخته را آشکار و معلوم کردن
مثالهای طبیعی
Companies must disclose significant financial risks to investors.
شرکتها باید ریسکهای مالی مهم را برای سرمایهگذاران افشا کنند.
The witness disclosed that two meetings had occurred.
شاهد فاش کرد که دو جلسه برگزار شده بود.
The files were disclosed only to authorized investigators.
پروندهها فقط در اختیار بازرسان مجاز قرار گرفتند و برای آنها افشا شدند.
نکتهٔ کاربردی
`disclose` از `reveal` رسمیتر است و اغلب دربارهٔ اطلاعات محرمانه، مالی، حقوقی یا شخصی به کار میرود.
