معنی ۱neutral · 88%
دارای شکلی پهن و تقریباً دایرهای، مانند یک دیسک
مثالهای طبیعی
The collection includes several discoid stone ornaments.
در این مجموعه چند زیور سنگی دیسکمانند وجود دارد.
The pendant is discoid, not spherical.
این آویز دیسکمانند است، نه کروی.
Researchers documented a discoid fragment near the entrance.
پژوهشگران قطعهای دیسکمانند را نزدیک ورودی ثبت کردند.
نکتهٔ کاربردی
این صفت فنیتر از disc-shaped است، اما هر دو همان شکل کلی را توصیف میکنند.
