اختلافنظر یا تنشِ جدی که هماهنگیِ میانِ افراد یا گروهها را بر هم میزند.
مثالهای طبیعی
Discord within the coalition delayed the budget vote.
اختلاف درونِ ائتلاف، رأیگیری دربارهٔ بودجه را به تأخیر انداخت.
Unresolved debts became a source of family discord.
بدهیهای حلنشده به عاملی برای اختلافهای خانوادگی تبدیل شدند.
The appointment provoked discord among senior academics.
این انتصاب در میانِ استادانِ ارشد اختلاف و تنش برانگیخت.
نکتهٔ کاربردی
Discord اغلب به برهمخوردنِ ماندگارِ روابطِ خوب اشاره دارد، نه فقط یک اختلافنظرِ مؤدبانه.
