ناسازگاری میان چیزهایی که انتظار میرود با یکدیگر مطابقت داشته باشند
مثالهای طبیعی
The report highlighted discordance between the two surveys.
گزارش، ناهمخوانی میان دو نظرسنجی را برجسته کرد.
Investigators found discordance in the reviewers’ judgments.
محققان در قضاوتهای داوران ناهمخوانی یافتند.
Her speech exposed the discordance between promises and reality.
سخنرانی او ناهمخوانی میان وعدهها و واقعیت را آشکار کرد.
نکتهٔ کاربردی
رسمیتر از disagreement است؛ اغلب از ناسازگاری یافتهها حکایت دارد، نه لزوماً مشاجرهٔ اشخاص.
