باعث شدن کسی اعتمادبهنفس، امید یا تمایل کمتری برای ادامه دادن داشته باشد
مثالهای طبیعی
Repeated rejections discouraged him at first.
رد شدنهای پیاپی در ابتدا او را دلسرد کرد.
Do not let one mistake discourage you.
نگذار یک اشتباه تو را دلسرد کند.
Poor early results discouraged several students.
نتایج ضعیف اولیه چند دانشجو را دلسرد کرد.
نکتهٔ کاربردی
این معنی بر کاهش اعتمادبهنفس یا اشتیاق تمرکز دارد.
