معنی ۱neutral · 86%
احساس کاهش امید، اعتمادبهنفس یا تمایل به ادامهٔ تلاش.
مثالهای طبیعی
After several interviews, his discouragement began to grow.
پس از چندین مصاحبهٔ کاری، دلسردی او بیشتر شد.
Encouragement helped the students overcome discouragement.
تشویق کمک کرد دانشآموزان بر دلسردی خود غلبه کنند.
She admitted feeling discouragement after another injury.
او اعتراف کرد که پس از مصدومیتی دیگر احساس دلسردی میکند.
نکتهٔ کاربردی
discouragement خودِ احساس دلسردی است؛ discouraging صفتِ چیزی است که این احساس را ایجاد میکند.
