شرمآور یا آسیبزننده به آبرو و اعتبار کسی
مثالهای طبیعی
The board described his actions as discreditable.
هیئتمدیره اقدامات او را ننگآور توصیف کرد.
Their discreditable treatment of workers attracted lasting criticism.
رفتار شرمآور آنها با کارگران، انتقادهای ماندگاری برانگیخت.
The captain admitted that the deception was discreditable.
ناخدا پذیرفت که آن فریبکاری عملی ننگآور بوده است.
نکتهٔ کاربردی
discreditable را با discredited اشتباه نگیرید؛ اولی دربارهٔ ناپسند بودن رفتار قضاوت میکند، دومی به از دست رفتن اعتبار اشاره دارد.
