وسیلهٔ سنگین، تخت و گردی که در رقابت دوومیدانی پرتاب میشود.
مثالهای طبیعی
One discus had a crack along its edge.
روی لبهٔ یکی از دیسکها ترک دیده میشد.
The coach brought three discuses to practice.
مربی سه دیسک برای تمرین آورد.
Her discus landed beyond the marked line.
دیسک او آنطرف خط علامتگذاریشده فرود آمد.
نکتهٔ کاربردی
جمع معمول نام این وسیله در انگلیسی discuses است؛ disci نیز پذیرفته میشود، اما کمتر رایج است.
