احساسِ تحقیرآمیزی که شخص در آن فرد یا چیزی را پایینتر از حدِ شایستهٔ احترام میداند.
مثالهای طبیعی
The chef made no secret of his disdain for shortcuts.
آشپز هیچ تلاشی برای پنهانکردنِ تحقیرش نسبت به راههای میانبُر نمیکرد.
She regarded the offer with open disdain.
او با تحقیرِ آشکار به آن پیشنهاد نگاه کرد.
His disdain alienated even his closest allies.
نگاهِ تحقیرآمیزش حتی نزدیکترین متحدانش را هم از او دور کرد.
نکتهٔ کاربردی
Disdain نشان میدهد فرد از بالا به هدفِ خود نگاه میکند؛ ممکن است شخص با چیزی مخالف باشد، بیآنکه آن را تحقیر کند.
