disease
C2اسم/US /dɪzˈiːz/ dĭz-ĒZ; UK /dɪzˈiːz/ dĭz-ĒZ/
دچارعلت کردن، مرض، دچارعلت کردن مرض
JadoLearn Dictionary
معنی disease به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دچارعلت کردن، مرض، دچارعلت کردن مرض
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مرض هاری
نقاهت
فاسد شدگی
اغتشاش، بی نظمی، نابهنجاری
ناخوشی، داء
بیماری، ناخوشی، مرض
اعتراض، تظلم، داد خواست
نقاهت
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.