کاهش یا ازدسترفتن علاقه، توجه یا مشارکت فعال در موضوعی.
مثالهای طبیعی
Employee disengagement increased after repeated management changes.
بیعلاقگی و کنارهگیری کارکنان از کار پس از تغییرات مکرر مدیریت افزایش یافت.
Teachers noticed disengagement from classroom discussions.
معلمان متوجه کاهش مشارکت در گفتوگوهای کلاسی شدند.
Poor communication can lead to gradual disengagement.
ارتباط ضعیف میتواند به کنارهگیری تدریجی افراد منجر شود.
نکتهٔ کاربردی
disengagement به افت مشارکت اشاره دارد و لزوماً به معنی ترک فیزیکی یک مکان نیست.
