معنی ۱neutral · 86%
آنقدر بد یا غیرقابلقبول که باعث شرمساری شود.
مثالهای طبیعی
The official’s behavior was disgraceful.
رفتار آن مقام مسئول شرمآور بود.
Workers protested the disgraceful conditions in the factory.
کارگران به شرایط شرمآور کارخانه اعتراض کردند.
I consider those comments absolutely disgraceful.
من آن حرفها را کاملاً ننگآور میدانم.
نکتهٔ کاربردی
disgraceful بسیار شدیدتر از disappointing است و معمولاً سرزنش اخلاقی یا تخلفی جدی را میرساند.
