معنی ۱neutral · 85%
پوشش یا ظاهری تغییریافته برای پنهانکردن هویت واقعی شخص.
مثالهای طبیعی
She wore a convincing disguise at the party.
او در مهمانی با تغییر قیافهای باورپذیر ظاهر شد.
The robber’s disguise included dark glasses and a hat.
مرد سارق برای تغییر قیافه از عینک تیره و کلاه استفاده کرده بود.
The actors tested several disguises before rehearsal.
بازیگران پیش از تمرین چند نوع تغییر قیافه را امتحان کردند.
نکتهٔ کاربردی
in disguise عبارتی ثابت و بدون حرف تعریف است؛ a disguise به پوشش یا ظاهر مشخصی اشاره دارد.
