معنی ۱neutral · 86%
به شیوهای همراه با دروغ، تقلب یا گمراهکردن عمدی دیگران.
مثالهای طبیعی
The student dishonestly copied another person’s answers.
دانشآموز متقلبانه پاسخهای فرد دیگری را کپی کرد.
He acted dishonestly when claiming the expenses.
او هنگام درخواست بازپرداخت هزینهها غیرصادقانه عمل کرد.
The seller had dishonestly concealed the damage.
فروشنده عمداً و با فریبکاری آسیبدیدگی کالا را پنهان کرده بود.
نکتهٔ کاربردی
dishonestly قیدِ توصیفکنندهٔ عمل است؛ dishonest صفتِ شخص یا رفتار.
