معنی ۱neutral · 85%
از نظر اخلاقی نادرست یا ناشایستهٔ احترام، چون معیارهای پذیرفتهشدهٔ رفتار را نقض میکند.
مثالهای طبیعی
The committee called the secret deal dishonorable.
کمیته آن توافق محرمانه را ننگآور خواند.
Breaking that promise would be dishonorable.
زیر پا گذاشتن آن قول کاری غیراخلاقی و شرمآور خواهد بود.
His dishonorable behavior cost him his colleagues’ trust.
رفتار ننگآور او اعتماد همکارانش را از بین برد.
نکتهٔ کاربردی
dishonorable داوری اخلاقی شدیدی است و صرفاً به معنای ناموفقبودن یا خجالتآوربودن نیست.
