ماده یا محصولی که برای کشتن میکروارگانیسمهای مضر روی سطوح یا اشیا استفاده میشود.
مثالهای طبیعی
The clinic ordered a new disinfectant for its floors.
درمانگاه برای کفپوشهایش مادهٔ ضدعفونیکنندهٔ جدیدی سفارش داد.
Apply disinfectant according to the label.
مادهٔ ضدعفونیکننده را مطابق دستور برچسب استفاده کنید.
Some disinfectants need several minutes to work.
بعضی مواد ضدعفونیکننده برای اثرکردن به چند دقیقه زمان نیاز دارند.
نکتهٔ کاربردی
disinfectant نام محصول است و disinfection نام فرایند؛ هر ضدعفونیکنندهای لزوماً برای پوست مناسب نیست.
