معنی ۱neutral · 86%
فرایند ازبینبردن میکروارگانیسمهای مضر روی یک شیء یا سطح.
مثالهای طبیعی
All instruments undergo disinfection between appointments.
تمام ابزارها بین نوبتهای مراجعه ضدعفونی میشوند.
The disinfection of shared tables takes place each evening.
ضدعفونی میزهای مشترک هر شب انجام میشود.
Proper disinfection reduced the risk of spreading infection.
ضدعفونی صحیح خطر انتقال عفونت را کاهش داد.
نکتهٔ کاربردی
disinfection معمولاً میکروارگانیسمهای مضر را کاهش میدهد؛ sterilization فرایندی سختگیرانهتر برای حذف همهٔ اشکال حیات میکروبی است.
