معنی ۱formal · 89%
ویژگیِ بیطرفبودن به این دلیل که فرد نفع شخصی در نتیجه ندارد.
مثالهای طبیعی
The judges’ disinterestedness strengthened public trust.
بیطرفی قضات اعتماد عمومی را تقویت کرد.
Disinterestedness matters when evaluating relatives’ applications.
هنگام ارزیابی درخواستهای خویشاوندان، بیطرفی اهمیت دارد.
Critics questioned the investigator’s disinterestedness.
منتقدان بیطرفی بازپرس را زیر سؤال بردند.
نکتهٔ کاربردی
Disinterestedness معمولاً نداشتن نفع شخصی و جانبداری را میرساند، نه بیحوصلگی یا بیعلاقگی.
