معنی ۱neutral · 90%
کسی یا چیزی را دوست نداشتن
مثالهای طبیعی
I dislike very sweet drinks.
من نوشیدنیهای خیلی شیرین را دوست ندارم.
She dislikes working late.
او دوست ندارد تا دیروقت کار کند.
He strongly disliked his new manager.
او اصلاً از مدیر جدیدش خوشش نمیآمد.
نکتهٔ کاربردی
وقتی پس از `dislike` یک فعالیت بیان میشود، در انگلیسی از شکل `-ing` فعل استفاده میشود، نه مصدر با `to`.
ترکیبهای رایج
— اصلاً چیزی را دوست نداشتن

