وضعیتی که در آن چیزها نامرتب، آشفته یا بهدرستی سازماندهی نشدهاند
مثالهای طبیعی
The files were left in complete disorder.
پروندهها در بینظمی کامل رها شده بودند.
The sudden change caused disorder at the entrance.
تغییر ناگهانی در ورودی باعث آشفتگی شد.
The storeroom was in a state of disorder.
انبار در وضعیتی آشفته و نامرتب بود.
نکتهٔ کاربردی
این معنی عمومی معمولاً غیرقابلشمارش است.

