گفتار یا اظهارنظری که کسی یا چیزی را خوار میشمارد و به اعتبارش لطمه میزند.
مثالهای طبیعی
The candidate objected to repeated disparagement during the debate.
نامزد انتخابات به تحقیرهای مکرری که در مناظره علیه او مطرح شد اعتراض کرد.
Her complaint described public disparagement of her work.
او در شکایتش از تحقیر علنیِ کار خود سخن گفته بود.
Online disparagement can damage a small business’s reputation.
اظهارنظرهای تحقیرآمیز در اینترنت میتواند به اعتبار یک کسبوکار کوچک آسیب بزند.
نکتهٔ کاربردی
disparagement فراتر از انتقاد سازنده است؛ این واژه بار تحقیر دارد و ارزش یا اعتبارِ هدف را پایین میآورد.
