محلی برای ارائهٔ دارو که گاهی مشاوره یا درمانهای اولیهٔ پزشکی هم فراهم میکند.
مثالهای طبیعی
The village dispensary supplies basic medicines at low cost.
مرکز عرضهٔ داروی روستا، داروهای ضروری را با قیمت پایین در اختیار مردم میگذارد.
Volunteers opened a dispensary near the bus station.
داوطلبان نزدیک ایستگاه اتوبوس یک مرکز عرضهٔ دارو راهاندازی کردند.
Several dispensaries now serve the surrounding villages.
اکنون چند درمانگاه و مرکز عرضهٔ دارو به روستاهای اطراف خدمات میدهند.
نکتهٔ کاربردی
dispensary و pharmacy کاربردهای مشترک دارند، اما dispensary ممکن است خدمات درمانی اولیه نیز ارائه کند یا بخشی از یک مؤسسه باشد.
