اجازهٔ رسمی برای مستثنا شدن از یک قانون یا تعهد در موردی خاص
مثالهای طبیعی
She received special dispensation to submit the thesis late.
او اجازهٔ ویژهای گرفت تا پایاننامهاش را دیرتر تحویل دهد.
The bishop granted a dispensation from the usual restriction.
اسقف معافیتی از محدودیت معمول صادر کرد.
Two applicants were given dispensations because of exceptional circumstances.
به دلیل شرایط استثنایی، به دو متقاضی معافیتهایی داده شد.
نکتهٔ کاربردی
این معافیت معمولاً از سوی مرجعِ دارای اختیار صادر میشود؛ خواست شخصی dispensation محسوب نمیشود.
