معنی ۱formal · 88%
اعتمادبهنفس، شور یا امید کسی را کمکردن.
مثالهای طبیعی
The funding cuts dispirited the volunteers.
کاهش بودجه داوطلبان را دلسرد کرد.
Do not let a single setback dispirit you.
نگذار یک شکست، تو را مأیوس کند.
Successive defeats were dispiriting the young squad.
شکستهای پیاپی داشت روحیهٔ تیم جوان را تضعیف میکرد.
نکتهٔ کاربردی
بیشتر در شکلهای dispirited به معنی دلسرد و dispiriting به معنی دلسردکننده دیده میشود.
