displace
C2اسم/US /dɪsplˈeɪs/ dĭspl-ĀS; UK /dɪsplˈeɪs/ dĭspl-ĀS/
جابجا کردن، جا بجا کردن، جابجا کردن جا بجا کردن
JadoLearn Dictionary
معنی displace به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
جابجا کردن، جا بجا کردن، جابجا کردن جا بجا کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مختل کردن، دیوانه کردن
معاف کردن، معزول کردن، بیرونکردن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
خلاصه؛ کوتاهسازی
روپنهان کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.